بارها و بارها بوده که با خودمان خلوت کردیم و در کنجی ساکت نشستهایم تا کمی فکر کنیم. بله، فکر و اندیشه نیازمند سکوت و تامل است. ما ساکت میشویم و میاندیشیم. باز اگر در ادب و عرفان ما ایرانیان بنگریم، کسانی چون سعدی و حافظ و مولانا و غزالی ... را میبینیم که سکوت را ستایش کردهاند. قدر خاموشی نزد شیخ اجل آنچنان است که یک باب به فواید خاموشی اختصاص میدهد. کم گوی و گزیده گوی، چون دُر تا از کم تو، جهان شود پر(سعدی) نه سخن که برآيد بگويد اهل شناخت (سعدی) حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم(حافظ) شد آن که اهل نظر بر کناره میرفتند هزار گونه سخن در دهان و لب خاموش(حافظ) من که از آتش دل چون خم می در جوشم مهر بر لب زده خون میخورم و خاموشم(حافظ) و یا مولانا جلاالدین تخلص خود را خموش و خاموش انتخاب میکند و در بسیاری از شعرهایش بر خموشی تاکید دارد. خموشید، خموشید، که تا فاش نگردید که اغیار گرفته است، چپ و راست، خدایا
خاموش که خاموشی بهتر ز عسل نوشی
خاموش و مگو دیگر مفزای تو شور و شر
خاموش که سرمستم بربست کسی دستم اندیشه پریشان شد تا باد چنین بادا
چو خاموشانه عشقت قوی شد سخن کوتاه شد این بار ما را
خاموش باش و راه رو و این یقین بدان سرگشته دارد آب، غریقی، چو آسیا میتوان دهها و دهها شاهد دیگر نیز مثال آورد. اما بهتر است که من نیز سخن به درازا نکشانم. در آخر با دوستان خوبم که از سکوت سرشارشان برای بهترین و ارزشمندترین کار دنیا، یعنی اندیشیدن، بهره میبرند تکرار میکنیم که:
ما خاموشیم، و چون خاموشیم میاندیشیم، و چون میاندیشیم، پس هستیم
+
نوشته شده توسط کانون ناشنوایان کردستان
|
|
|